نجم الدين ابو الرجاء قمى

103

تاريخ الوزراء ( فارسى )

وزارت عز الملك مجد الدين ( 6 ) وزارت بر عز الملك مقرر شد . در عهد پيرى به سر املاك و خانهء خويش آمد ، اما جوانى كه نفيس‌تر عرفى بود ، رفته بود ، و صبح پيرى ساطع شد ، شعر : هبنى اطلعت على ان ريد بالله * هل للشباب الذى ضيعته بدل مال و منصب و هرآنچه بود ، به جوانى نيكو بود ، به پيرى رونقى ندارد . ماه چون سحرگاه برآيد ، ناقص بود . وزارت از مؤيد الدين مرزبان طغرأيى بود ، و كمال ثابت ، مستوفى ، و مجد الدين ابو طالب ، مشرف ، و سعد الدين خراسانى عارض . چهار شخص بودند كه پنجم ايشان در آسمان طلب بايست كرد ، در زمين نيافتندى . عز الملك كه واسطة العقد بود ، همچون شتر جرب از ميان بيرون كردنى بود . كمال ثابت بر آنچه وزارت قبول نكرد ، پشيمان شد . آنچه گويند : از پشيمانى انگشت به دندان مىگرفت ، او انگشتها مىخورد . بر مقصد ( 91 پ ) اتابك قراسنقر ، و عز الملك با سلطان خلوتها كرد ، و از هر دست سخنى چند فراهم تراشيد ، و در آن ميان عرض خويش تعبيه كرد ، گفت : سلطان سنجر متغير راى شده است به حكم آنكه وزرا را به عراق ، او فرستادى . اكنون اتابك قراسنقر ، سنجرى مىكند ، و وزير مىگمارد . بر ظاهر گفت : به قم مىروم بر عزم مطالعت اسباب خويش و خيراتى كه كرده‌ام ، در باطن قرار